رهایت نکنند

قال ابو عبد الله الحسین علیه السلام :

مَن طلبَ رِضَی الناسِ بسَخطِ اللهِ ، وَکلَهُ اللهُ إلیَ الناسِ .

حضرت سیّد الشهداء علیه السلام فرمودند :

کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند شود ، خداوند او را به مردم وا می گذارد.

درفش یمنی یا درفش خراسانی

 اما بحث پیرامون اینکه چرا درفش یمنى از درفش خراسانى هدایت بخش تر است ؟ در حالى که درفش خراسانى و درفش هاى اهل مشرق بطور کلى به درفش هدایت ، توصیف شده و کشته شدگان آنها شهید محسوب مى شوند و خداوند دین خود را بوسیله آنان یارى مى نماید.. با آنکه تعداد نسبتا زیادى از ایرانیان وزیران و مشاوران حضرت مهدى (ع ) و یاران خاص ‍ او خواهند بود، که از جمله آنان فرمانده نیروهاى ایرانى ، شعیب بن صالح است که امام مهدى (ع ) وى را بسمت فرماندهى کل ارتش خود بر مى گزیند و با آنکه نقش ایرانیان ، در زمینه سازى قیام حضرت مهدى (ع ) در تمام سطح ها، نقش وسیع و فعالى است وآنگهى آنان با قیام و فداکاریهاى خود، که آغاز نهضت حضرت مهدى (ع )، بوسیله قیام آنان خواهد بود، برترى خاصى دارند و ما آن را در نقش آنان در دوران ظهور بیان خواهیم کرد. بنابراین چرا انقلاب یمنى و درفش وى هدایت بخش تر از ایرانیان و درفش ‍ آنهاست ؟

ممکن است دلیل آن ، این باشد که سیستم ادارى که یمنى در رهبرى سیاسى و اداره یمن بکار مى برد صحیح تر و از لحاظ سادگى و قاطعیت به روش ادارى اسلام نزدیک تر باشد. در حالیکه دولت ایرانیان از پیچیدگى و دوباره کارى و شائبه هایى بر کنار نیست ، بنابراین تقاوت بین این دو تجربه فرمانروائى به طبیعت سادگى و قبیله اى جامعه یمن و طبیعت وراثت تمدن و ترکیب جامعه ایرانى برمى گردد.

و ممکن است انقلاب یمنى از این رو هدایت بخش تر بشمار آید که سیاست و دستگاه اجرائى آن قاطع باشد. و نیروهاى مخلص و مطیع در اختیار داشته باشد و پیوسته رسیدگى شدید نسبت به آنها کند، البته این همان دستورالعملى است که اسلام به اولیاء امور مى دهد که با کارمندان و کارگزاران خود عمل نمایند چنانکه در منشور امیرمؤ منان (ع ) به مالک اشتر استاندار و نماینده امام در مصر مى بینیم و همانطور که در صفات حضرت مهدى (ع ) آمده است که ((نسبت به کارگزاران و کارمندان خود سختگیر و نسبت به بینوایان مهربان مى باشد)) در حالیکه ایرانیان بر اساس چنین سیاستى عمل نمى کنند، مسئول مقصر، یا خیانتکار نسبت به مصالح مسلمانان را در ملا عام ، جهت عبرت سایرین مجازات نمى کنند. زیرا مى ترسند این عمل باعث تضعیف دولت اسلامى که مظهر موجودیت اسلام است گردد.

و احتمال دارد، درفش یمنى از این جهت هدایت کننده تر باشد که در ارائه طرح جهانى اسلام رعایت عناوین ثانوى فراوان و ارزیابى ها و مفاهیم کنونى (و مقررات بین المللى ) را نمى کند. در حالیکه انقلاب اسلامى ایران معتقد و ملزم به رعایت آنهاست .

اما آنچه بعنوان دلیل اساسى ، پسندیده است این است که انقلاب یمنى اگر هدایت گرى بیشترى دارد به این دلیل است که مستقیما از رهنمودهاى حضرت مهدى (ع ) برخوردار مى گردد و جز لاینفک قلمرو و طرح نهضت آن حضرت شمرده مى شود، همچنین یمنى بدیدار حضرتش نائل مى شود و کسب شناخت و رهنمود مى کند. مؤ ید این امر روایات مربوط به انقلاب یمنى هاست که رهبر انقلاب یمن یعنى شخص یمنى را مى ستاید و با این عبارات توصیف مى نماید: ((بسوى حق هدایت مى کند)) و ((شما را بسوى صاحبتان مى خواند)) و اینکه ((براى هیچ مسلمانى سرپیچى از آن جایز نیست و کسى که چنین کند اهل آتش خواهد بود))... اما انقلاب زمینه ساز ایرانیان در روایات آن بیش از ستایش رهبران آن ، ستایش از عموم گردیده است ، مانند یاوران درفش هاى سیاه و اهل مشرق و قومى از مشرق بجز، شعیب بن صالح که با توجه به روایات ، نسبت به بقیه فرماندهان درفش هاى سیاه ، امتیاز و برترى ویژه اى دارد و پس از آن سید خراسانى و سپس مردى از قم مورد ستایش قرار گرفته است .

اءخبار مؤ ید این معناست که انقلاب یمنى به نهضت ظهور امام (ع ) نزدیکتر است تا انقلاب زمینه ساز ایرانیان ، حتى اگر فرض کنیم یمنى قبل از سفیانى قیام مى کند یا آنکه یمنى دیگرى زمینه ساز یمنى وعده داده شده مى باشد. در حالیکه انقلاب ایرانیان بدست مردى از قم که سرآغاز نهضت و قیام حضرت مهدى (ع ) مى باشد که ((آغار آن از مشرق است )) و فاصله بین شروع انقلاب آنها و بین خراسانى و شعیب بیست یا پنچاه سال و یا آنچه خدا اراده کند، بطول مى انجامد... و آغاز چنین انقلابى بر پایه اجتهاد و فقها و نمایندگان سیاسى آنان قرار دارد و از موقعیتى پاک و خالص آنگونه که انقلاب یمنى بطور مستقیم از ناحیه امام مهدى (ع ) رهنمود یافته ، بهره مند نیست .

نکته دیگر، درباره اینکه ممکن است یمنى متعدد بوده و دومى ، یمنى وعده داده شده و مورد نظر باشد. روایات گذشته خروج یمنى موعود را با صراحت همزمان با ظاهر شدن سفیانى ، یعنى سال ظهور حضرت مهدى (ع ) بیان کرده است . و روایات دیگرى با سند صحیح از امام صادق (ع ) وجود دارد که مى گوید:

((مصرى و یمنى قبل از سفیانى قیام مى کنند.))

بنا به این روایت ، بایستى این شخص یمنى اول باشد که زمینه ساز یمنى موعود خواهد بود، همچنانکه ((مردى از قم )) و غیر او از اهل مشرق ، زمینه ساز خراسانى و شعیب که هر دو وعده داده شده اند، خواهند بود.

اما هنگام خروج یمنى اول را تنها این روایت ، پیش از سفیانى تعیین مى کند. البته ممکن است اندکى قبل از او و یا سالهاى طولانى باشد. والله العالم

مطلب دیگر، خبر ((کاسر عینه در صنعاء)) است که عبیدبن زرارة آنرا از امام صادق (ع ) چنین روایت نموده است ، که گفت :

((نزد ابو عبدالله (امام صادق (ع )) در مورد سفیانى سخن گفته شد. فرمود: او چگونه خروج مى کند در حالیکه کاسر عینه در صنعاء هنوز خروج نکرده است .))

این خبر از روایات قابل توجه است که در منابع درجه اول همچون کتاب غیبت نعمانى آمده و شاید سند آن صحیح باشد و احتمال دارد مردى که قبل از سفیانى ظاهر مى شود یمنى اول باشد که زمینه ساز یمنى وعده داده شده است چنانکه ذکر کردیم و ممکن است چند احتمال در تفسیر ((کاسر عینه )) وجود داشته باشد که بهترین آنها مى تواند یک بیان رمزى از ناحیه امام صادق (ع ) باشد که معناى آن جز در وقت خود آشکار نمى گردد.

 

جملاتی از عالم ربّانی آیت الله حاج سیّد احمد کربلائی (قدّس الله سرّه الشری

 

... تضرّع  و ابتهال ، از  د رد  و  سوز دل بر مى خیزد.  درد  پیدا  کن ، آن خود تضرّع  و  ابتهال مى آورد !

آب کم جو تشنگى آور  بدست                                          تا بجوشد آبت  از   بالا و  پست

هرگز شنیده شده که زن بچّه مرده را گریه تعلیم کنند ؟! یا زن آبستن را زائیدن آموزند ؟! ...

مجاهدۀ  صادقه ، علم وجدانی  به  قبائح اعمال و افعال و حرکات   و سکنات  و اخلاق و  ملکات  مى آورد    و  اینها   از   دنائت مرتبۀ نفس است   که

حقیقتاً  جهنّم روحانى است !

اگر کسى خود را فعلا  در جهنّم دید ، محتاج  به آموختن تضرّع  و ابتهال نخواهد بود !

فَهُم وَالنَّارکمَن رَأوها وَهُم فیها مُعَذَّبُون

تذکرة المتقین ص201

[آنان (مؤمنان واقعی) نسبت به آتش جهنم مانند کسانی  هستند که آن  را دیده  و   گویا   در  آن    در حال عذاب هستند.]

حجاب=====حجاب


 

یکی از مسائلی که امروزه جامعه ما با آن روبرو شده، بد حجابی و گسترش فرهنگ منحط غربی است که این مسأله عوامل متعدد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... دارد. اصل اولیه در برخورد با هر مسأله‌ای آن است که با ابزارها و شیوه های متناسب برخورد شود. بنابراین با شناخت عوامل مختلف ایجاد بد حجابی و از بین بردن زمینه های هر یک و برطرف کردن مشکلات مربوط به آن ها از لحاظ فرهنگی واقتصادی و سیاسی و ... می‌توان گام بسیار مؤثری را در این زمینه برداشت.

بررسی تغییر موضع کشورهای جهان نسبت به قانون خدمت وظیفه عمومی

 

خدمت سربازی به شکل امروزی آن هم توسط ناپلئون بناپارت پایه ریزی شد و بسیاری از آموزش های نظامی فعلی ما ( جنگ سر نیزه ، قدم روها و ..) ، که هنوز در کشور آموزش داده می شوند ، به جا مانده از تعالیم ناپلئون هستند. در نیمه اول قرن بیستم ، دوره جنگ های جهانی ، اغلب کشورهای مهم جهان به آن تن دادند و سربازگیری اجباری از میان شهروندان را تصویب نمودند. پس از پایان جنگ دوم و در سال های دهه پنجاه نخستین کشور ‏ ، انگلستان* بود که در فاصله اندکی از جنگ جهانی ،  طی تصمیمی جسورانه ، خدمت وظیفه عمومی را لغو نمود و تاکید کرد که " رویارویی با جهان جدید را با شیوه جدید دنبال خواهد کرد" . نیمه دوم قرن با تمامی افت و خیزهایش شاهد کاهش کلی گرایش به سربازگیری در میان کشورها بود. با تغییر علایق امنیتی جهان طی جنگ سرد ، دولتها به سوی تشکیل ارتش های کوچک ولی حرفه ای و قابل انعطاف روی آوردند. تنها طی دهه آخر قرن بیستم به رغم افزایش جمعیت ، تعداد افراد نظامی کشورهای جهان به طور کلی %26 کاهش یافته است.